الشيخ البهائي العاملي
519
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
يازدهم آنكه : در دست مشترى پيش از آنكه شفعه بطلبد تلف نشده باشد ، چه اگر تلف شده باشد شفعه ساقط است . دوازدهم آنكه : طلب شفعه فىالفور كند ، چه اگر عالم باشد بهفروختن شريك و طلب شفعه نكند ، يا آنكه بعد از دانستن فروختنِ شريك ، حصّهء خود را نيز بفروشد شفعه در اين صورت ساقط است . و اگر طالب شفعه غايب باشد يا طفل يا ديوانه يا بيمار يا بيهوش يا محبوس باشد شفعهء ايشان ساقط نمىشود ، بلكه هر گاه عالم شوند مىرسد ايشان را كه شفعه بگيرند ، و ولىّ طفل و ديوانه با صرفه و غبطهء ايشان شفعه مىگيرد . سيزدهم آنكه : در وقت گرفتن آن چيز بگويد كه : « گرفتم اين زمين را - مثلًا - به شفعه » چه اينقول به جاى عقد بيع است و محتاج بهعقد بيع جديد نيست . و اگر مشترى در آن چيز تصرف كرده باشد مثل آنكه آن را فروخته باشد شريك را مىرسد كه آن را باطل سازد و از آنكس بگيرد [ 1 ] و آنچه از منافع بهم رسد پيش از آنكه شريك شفعه بطلبد مال مشترى است . و شفعه ساقط نمىشود به پشيمان شدن مشترى از خريدن يا ردّ كردن به بايع به واسطهء عيب . [ 2 ] و شفيع مىتواند كه آن را به شريك ردّ كند جهت عيب يا جاهل بودن او بهعيب امّا اگر ردّ نكند تفاوت قيمت آن را از بايع نمىتواند گرفت ، مگر آنكه مشترى آن تفاوت را از بايع گرفته باشد . و اگر ميانهء كسىكه شفعه مىخواهد و ميانهء مشترى نزاع شود در انتقال او به بيع يا به ميراث يا به هبه ، پس اگر گواه نداشته باشد قول قول مشترى است بر نفى استحقاق شفعه و قول قول مشترى است در قيمت با قَسَم ، برقول مشهور . و اگر هردو گواه داشته باشند گواه مشترى مقدّم است .
--> [ 1 ] - يعنى و مىتواند اخذ به شفعه از مشترى دوم كند . ( دهكردى ، يزدى ) [ 2 ] محلّ تأمّل است . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى )